سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
روزشمار عید غدیر
لینک دوستان
ویرایش
پیوندهای روزانه

                             

عمه، بابایم کجاست؟
اسارت دشوار و یتیمی دردی عمیق است. یک سه ساله، چگونه می تواند تمام رنجِ تشنگی و زخم تازیانه اسارت و از آن بدتر، درد یتیمی را به جان بخرد، آن هم قلب کوچکِ سه ساله ای که تپیدن را از ضربانِ قلب پدر آموخته و شبی را بی نوازش او به صبح نرسانده است. امّا... امّا او رقیه حسین است و بزرگی را هم از او به ارث برده است. رقیه پس از عاشورا، پدر را از عمه سراغ می گیرد و لحظه ای آرام ندارد، با نگاه های کنجکاوش از هر سو ـ تمام عشقش ـ پدرش را می جوید و سکوتِ عمه، سؤال او را بی جواب می گذارد و او باز هم می پرسد: «عمه، بابایم کجاست؟...»
لحظه های بی قرار
این جا خرابه های شام، منزل گاه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. رقیه با اسیران دیگر وارد خرابه می شوند، اما دیگر تاب دوری ندارد. پریشان در جست و جوی پدر است. امشب رقیه، فقط پدر و نوازش های پدر را می خواهد. امشب رقیه علیهاالسلام است و عمه، امشب رقیه علیه السلام است و سر بابا، امشب ملائک آسمان از غم دختر حسین علیه السلام در جوش و خروشند، امشب شب وداع رقیه علیهاالسلام و زینب علیهاالسلام است. او در آغوش عمه، بوی پدر را به یاد می آورد و دستان پر مهر او را احساس می کرد.
گل نازدانه پدر
رقیه ...رقیه نجیب! ای مهتاب شب های الفت حسین! ای مظلوم ترین فریاد خسته! گلِ نازدانه پدر و انیس رنج های عمه!
رقیه... رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.
رقیه... رقیه صبور! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.
غربتِ خرابه
یا رب امشب چه شبی است. در و دیوار فرو ریخته این خرابه غزل کدامین خداحافظی را می سرایند؟ زینب، این بانوی نور و نافله های نیمه شب، دستی به آسمان دارد و دستی بر سر رقیه؛ بخواب عزیز برادرم!
باز هم رقیه علیهاالسلام و گریه های شبانه، باز هم بهانه بابا و بی قراری هایش، و این بار شامیان چه خوب پاسخ بی قراریِ رقیه علیهاالسلام را می دهند و سر حسین علیه السلام را نزد او می آورند.
آن شب، هیچ کس توان جدا کردن رقیه علیهاالسلام را از سرِ بابا نداشت. تو با سرِ بابا چه گفتی؟ چشم های پدر، کدامین سرود رفتن را برایت خواند که مانند فرشته ای کوچک، از گوشه خرابه تا عرش اعلا پر کشیدی و غربتِ خرابه را برای عمه به جای نهادی.
متاب ای ماه، متاب!
امشب، غم گین ترین ماه، آسمان دنیا را تماشا می کند. آسمان! چه دل گیری امشب، گویی غم مصیبتی به گستردگی زمین، قلبت را می فشرد. امشب فرشته های سیاه پوش، بال در بال هم، فوج فوج به زمین می آیند و ترانه غم می سرایند. در و دیوار خرابه، از اندوه زینب علیهاالسلام ، بر سر و سفیر می کوبند. امشب چشمه های آسمان، از گریه خونین زینب علیهاالسلام ، خون می بارد و چهره زمین از وسعت اندوه، تاریک است. متاب امشب ای ماه، متاب! هیچ می دانی، امشب گیسوان پریشانِ رقیه، به خواب کدامین نوازش رفته است؟ متاب که دردهای آشکار بسیار است. متاب که زخم های بی شمار بسیار است. متاب که دل پر شرار زینب علیهاالسلام به شراره جدایی نازنینی دیگر، در سوز و گداز است. متاب که امشب خرابه شام، از داغ سه ساله گل حسین، تیره ترین خرابه دنیاست. متاب ای ماه، متاب!

آرام نازنین عمه
آرام نازنین عمه! آرام، مبادا شامیان صدای گریه و بی تابی دختر حسین را بشنوند. این خرابه کجا و آغوش گرم و نوازش های مهربان بابا کجا؟ این سر بریده بابا و این دختر کوچک حسین. هر چه می خواهد دل تنگت، بگو. بابا، امشب به مهمانی دلِ بی قرارت آمده، بگو از سیلی خوردن ها و تازیانه ها و آتش خیمه های عصر عاشورا. بگو از درد غربت و محنت غریبی، بگو از صورت های نیلی و اسیری و بیابان های بی رحمی. بگو از بی شرمی یزیدیان و کوفیان سست پیمان و استقبال شامیان، آرام، نازنین عمه! آرام. اکنون تو، به مهمانی بابا می روی. سفر به سلامت!

اندوه هجرت
امشب به وعده گاه نخستین باز می گردی. آن جا پدر و ملائک، به اشتیاق، در انتظار تو هستند. امشب آسمان گرفته و تاریک است و باد خزان غبار مرگ می پاشد. گریه امان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را بریده است و عشق از غم این هجران، و اندوه هجرت تو گل تازه شکفته و معطری که در قلب بهار می پژمرد، زار می نالد، آرام و قرار زینب علیهاالسلام ، رفته است. سرانجام آن لحظه فرا رسید و رقیه علیهاالسلام کوچک زینب، از خاک تا افلاک پر کشید.

تو را چه بنامم
تو را چه بنامم، که ناب تر از شبنم های صبح گاه بر گلبرگ تاریخ نشسته ای. تو را چه بسرایم که آوازه برکت و کرامتت، موج وار، همه دل ها را به تلاطم در آورده است. تو را چه بنامم که بیش از سر بهار در آغوش بابا، طعم زندگی را نچشیدی و مانند او، غریبانه از غربت این غریبستان خاکی بار سفر بستی. پس سلام بر تو، روزی که به عالم خاکی گام نهادی و روزی که به افلاک پر کشیدی.

میلاد نوگل امام حسین علیه السلام 
امام حسن مجتبی علیه السلام ، به برادرش امام حسین علیه السلام وصیت نمود که با ام اسحاق که همسرش بود وصلت کند. امام حسین علیه السلام به سفارش برادر عمل کرد و ثمره آن ازدواج، دختر نازدانه ای به نام رقیه شد. با تولد حضرت رقیه علیهاالسلام در سال 57 قمری، مدینه نور دیگری گرفت و خانه کوچک امام، گرمای تازه ای یافت. دیری نپایید که ام اسحاق جان به جان آفرین تسلیم کرد و رقیه کوچک از نعمت مادر محروم شد. امام حسین علیه السلام او را در آغوش پر مهر خویش، بزرگ کرد و پیوسته به خواهرش زینب علیهاالسلام سفارش می فرمود که برای رقیه علیهاالسلام مادر باشد و به او محبّت کند.
بی مادری حضرت رقیه علیهاالسلام ، پرستاری های حضرت زینب علیهاالسلام و سفارش های حضرت امام حسین علیه السلام باعث شده بود، پیوندی عمیق، بین حضرت زینب علیهاالسلام و حضرت رقیه علیهاالسلام پدید آید.

رقیه در کربلا
از لحظه ورود کاروان به کربلا، رقیه لحظه ای از پدر جدا نمی شد، شریکِ غم ها و مصیبت های او بود و با دیگر یاران امام از درد تشنگی می سوخت. یکی از افراد سپاه یزید می گوید:
من در میان دو صف لشکر ایستاده بودم، دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد، دوان دوان خود را به امام رسانید، دامن آن حضرت را گرفت و گفت: ای پدر، به من نگاه کن! من تشنه ام. این تقاضای جان سوز آن دختر تشنه کام و شیرین زبان، چون نمکی بر زخم های دل امام بود و او را منقلب کرد، بی اختیار اشک از چشمان اباعبداللّه علیه السلام جاری گردید و با چشمی اشک بار فرمود: «دخترم، رقیه! خداوند تو را سیراب کند؛ زیرا او وکیل و پناه گاه من است.» پس دست کودک را گرفت و او را به خیمه آورد و او را به خواهرانش سپرد و به میدان برگشت.

رقیه و سجاده پدر
گاه سجاده امام حسین علیه السلام ، با دست های کوچک حضرت رقیه علیهاالسلام باز می شد و او به انتظار پدر می نشست تا می آمد و در آن سجاده به نماز می ایستاد و رقیه علیهاالسلام از آن رکوع و سجود امام لذت می برد. در کربلا نیز رقیه علیهاالسلام ، هر بار هنگام نماز، سجاده امام را می گشود. ظهر عاشورا به عادت همیشگی منتظر بابا بود، ولی پس از مدتی، شمر وارد خیمه شد و رقیه علیهاالسلام را کنار سجاده پدر دید که سراغ او را می گرفت، آن ملعون نیز جواب این سؤال را با سیلی محکمی که به صورت کوچک او نواخت، پاسخ گفت.
رقیه در راه شام
کاروان کربلا، از کوفه راهی شام شد، همان کاروانی که اهل بیت پیامبر بودند و به اسیری از کربلا آورده شده بودند، در بین راه که سختی و مشکلات بر رقیه کوچک فشار آورده بود، شروع به گریه و ناله کرد. یکی از دشمنان چون آن فریاد و ضجه را شنید، به رقیه علیهاالسلام گفت: ای کنیز، ساکت باش؛ زیرا این با گریه تو ناراحت می شوم. آن حضرت بیشتر اشک ریخت، بار دیگر آن نامرد گفت: ای دختر خارجی، ساکت باش. حرف های زجر دهنده آن مرد، قلب رقیه علیهاالسلام را شکست، رو به سر پدر فرمود: ای پدر! تو را از روی ستم و دشمنی کشتند و نام خارجی را هم بر تو گذاردند، پس از این جمله ها، آن دشمن خدا، غضب کرد و با عصبانیت رقیه را از روی شتر بر زمین انداخت.

رقیه در خرابه شام
بعد از ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام، آنان را در خرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند. روزها آفتاب و شب ها، سرما به شدت آنان را اذیت می کرد. علاوه بر آن، نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند، داغی جان سوز بود. روزی حضرت رقیه علیهاالسلام ، به جمع شامیان که در حال برگشتن به خانه های خود بودند، اشاره کرد و ناله ای دردناک از دل برآورد و به عمه اش گفت: ای عمه، اینان کجا می روند؟ آن حضرت فرمود: ای نور چشمم اینان ره سپار خانه و کاشانه خود هستند. رقیه گفت: عمه جان مگر ما خانه نداریم، و زینب علیهاالسلام فرمود: نه، ما در این جا غریبه هستیم و خانه ای نداریم، خانه ما در مدینه است. با شنیدن این سخن، صدای ناله و گریه رقیه بلند شد.

رقیه و خواب پدر
سختی های اسارت، رقیه علیهاالسلام را به شدت می رنجاند و او یک سره بهانه بابا را می گرفت، شبی در خرابه شام و در خواب، پدر را دید، چون از خواب برخاست و چشم گشود، خود را در خرابه یافت و از پدر نشانی ندید. از عمه سراغ پدر را گرفت و زینب علیهاالسلام بسیار گریه کرد و رقیه علیهاالسلام نیز با عمه گریست. آن شب باز صدای عزاداری زنان اهل بیت بلند شد؛ مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود. از سر و صدای اهل بیت، یزید از خواب بیدار شد و پرسید چه خبر است؟ به او خبر دادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است. یزید دستوری داد، سر پدرش را برای او ببرند.
این دستور یزید نشان از رذالت و شقاوت طینت او بود و برگی دیگر از دفتر مظلومیت های بی شمار اهل بیت را گشود.

پرواز به سوی پدر
وقتی به دستور یزید، سر پدر را برای رقیه علیهاالسلام آوردند، رقیه سر را در بغل گرفت و عقده های دل را باز کرد و هر چه می خواست با سر بابا گفت. آن شب رقیه علیهاالسلام ، گم شده خود را یافته بود، اما بی نوازش و آغوش گرم. پس لب هایش را بر لب های بابا گذاشت و آن قدر گریست تا جان به جان آفرین تسلیم کرد. پشت خمیده زینب علیهاالسلام شکست، رو به سر برادر فرمود: آغوش بگشا که امانتت را باز گرداندم. دیگر کسی ناله های شبانه رقیه علیهاالسلام را در فراق پدر نشنید.

وداع زینب علیهاالسلام با رقیه علیهاالسلام 
وقتی کاروان اسیران کربلا، به مدینه بر می گشت، غمی جان کاه وجود زینب علیهاالسلام را می آزرد؛ چگونه از خرابه و شام دل بکند؟ نو گلی از بوستان حسین علیه السلام در این خرابه آرمیده، شام بوی رقیه علیهاالسلام را می دهد، رقیه ای که یادگار برادر بود و نازدانه پدر و در دست زینب علیهاالسلام امانت. زینب علیهاالسلام بی رقیه چگونه به کربلا و مدینه وارد شود؟ غم سراسر شام را گرفته و گریه ها، باز هم سکوت شهر را در هم شکسته است.

راز دل با پدر
هنگامی که در خرابه شام، سر پدر را نزد رقیه علیهاالسلام آوردند، آن دختر کوچک بسیار گریست و سخنانی بر زبان آورد که شیون اهل بیت علیه السلام را بلند کرد و آتش بر دل زینب علیهاالسلام نشاند:
پدر جان! کدام سنگ دلی سرت را برید و محاسن تو را به خون پاکت خضاب کرد؟
پدر جان! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟ پس از مادر از غم فراق او به دامان تو پناه می آوردم و محبت او را در چشم های تو سراغ می گرفتم، اکنون پس از تو به دامان که پناه برم؟
پدر جان! پس از تو چه کسی نگهبان دختر کوچکت خواهد بود، تا این نهال نو پا به بار بنشیند؟
پدر جان! پس از تو چه کسی غم خوار چشم های گریان من خواهد بود؟
پدر جان! در کربلا، مرا تازیانه زدند، خیمه ها را سوزاندند، طناب بر گردن ما انداختند و بر شتر بی حجاز سوار کردند و ما را اسیران از کوفه به شام آوردند.

شام، حرم یادگار حسین علیه السلام 
رقیه کوچک و یادگار حسین علیه السلام ، پس از رحلت در خرابه شام، همان جا مدفون گردید، کم کم مقبره ای به روی قبر بی چراغ او ساخته شد و بارگاهی برای عاشقان شد. حرمش، میعادگاه عاشقان دل سوخته اباعبداللّه است. بوی حسین، از هر گوشه اش روح و جان را می نوازد. نیازمندان، دست حاجت به سویش دراز می کنند و خسته دلان بار سنگین دل را در کنار او می گشایند. زیارت حرم و بارگاهش آرزوی هر دل داده ای است.

شهادت حضرت رقیه در سروده شاعران
سوختم ز آتش هجر تو پدر تب کردم                     روز خود را به چه روزی بنگر شب کردم 
تازیانه چو عدو بر سر و رویم می زد                     ناامید از همه کس روی به زینب علیهاالسلام کردم 




      

الگوی یاران امام مهدی (ع)
2- معرفت و پارسایی
زهد و پارسایی از ویژگی‌های برجسته‌ یاران ائمه علیهم السلام می‌باشد. معرفت هنگامی پیروی از امام را به دنبال دارد که آمیخته به حب دنیا نباشد. از این‌رو، منتظران واقعی، کسانی هستند که در سایه‌ کسب معرفت، نفس خویش را از دنیازدگی خالص کنند.
یاران امام حسین علیه السلام انسان‌هایی بودند که دل‌بستگی به دنیا و فرزند و مال را کنار گذاشته و همه را، همراه جان خویش، تقدیم امام نمودند. هنگامی که اباعبدالله الحسین علیه السلام به فرزندان عقیل فرمود: « شهادت مسلم، خانواده شما را بس است. من به شما رخصت می‌دهم که به سوی خانه‌های خود بروید»8 فرزندان عقیل در پاسخ امام گفتند: «آیا به مردم بگوییم امام و رهبر و بزرگ خود را در میان دشمنان تنها گذاردیم و از او دفاع نکردیم؟ سوگند به خدا، چنین نخواهیم کرد؛ بلکه جان و مال خود را فدای تو خواهیم نمود.»
در مقابل نیز، کسانی را می‌بینیم که در اثر دل‌بستگی به دنیا و با وجود معرفت به حقانیت امام، حاضر به پیروی از ایشان نیستند. یکی از این اشخاص، عبیدالله بن حر جُعفی است. او کسی بود که کاروان امام حسین علیه السلام در مسیر خود با او برخورد کرد. امام با او به گفت‌وگو نشست و او را به همراهی خود فراخواند؛ اما عبیدالله در جواب گفت: «به خدا سوگند می‌دانم که هر که شما را دنبال کند، در آخرت سعید و خوشبخت خواهد شد... اما این طرح و نقشه را بر من تحمیل مکن، چراکه نفس من بر مرگ آمادگی ندارد.»
مردم کوفه نیز که با امام علیه السلام بیعت کرده بودند و به ایشان قول همکاری داده بودند، به جهت دل بستگی به دنیا، به ایشان خیانت کردند؛ چنان‌چه در تاریخ نقل شده است که امام از چند تن از اهالی کوفه ـ که پس از شهادت مسلم، به ایشان پیوسته بودند-درباره‌ رأی و نظر مردم کوفه پرسیدند و آن چند نفر در پاسخ گفتند: «در بین اشراف، رشوه‌های بزرگ، رد و بدل می‌شود و اگرچه دل‌های سایر مردم با شماست، اما شمشیرهایشان علیه شما آماده گشته است.»
آن‌گاه حضرت اباعبدالله علیه السلام فرمود: «النّاس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم...؛ مردم، بنده‌ دنیایند و دین، لقلقه‌ زبان آن‌هاست… .»
در هنگامه‌ ظهور، نیز کسانی که به ظاهر، منتظر امام علیه السلام بوده‌اند، از ایشان جدا می‌شوند. چنان‌چه امام صادق علیه السلام در این‌باره می‌فرمایند: «إذا خَرَجَ القائم خَرَجَ مِن هذا الأمر من کان یری من أهله...؛ هنگامی که قائم قیام کند، کسانی که به نظر می‌رسید از یاران او باشند، از امر (ولایت) بیرون می‌روند...»



      

الگوی یاران امام مهدی (ع)
یکی از نیازهای اساسی منتظران در عصر غیبت، لزوم برخورداری از الگوهای عملی، در مسیر خودسازی و نیز همراهی و مساعدت امام معصوم است، کسانی که توانسته باشند در عرصه عمل، برای تحقق اهداف و آرمان‌های امام خود، جان فشانی کنند و نمونه‌های روشنی در طریق اطاعت و سرسپردگی باشند و به راستی، چه کسانی شایسته‌تر از یاران امام حسین علیه السلام؟!
یارانی که امام خود را در تحقق بخشیدن به اهدافش یاری کردند؛ یاران بزرگ و مجاهدی که عقل بشری از درک مقامشان عاجز است؛ آن‌هایی که امام معصوم علیه السلام، در وصفیشان فرمود: «فَإنی لا أعلمُ أصحاباً أوفی و لا خیراً أصحابی...؛ من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمی‌شناسم.»|
در حقیقت یاران اباعبدالله علیه السلام، معیارهایی را در اختیار ما قرار داده‌اند تا به وسیله‌ آن‌ها، خود را محک زده و با عمل به آن‌ها، خود را برای قیام جهانی و روز باشکوه ظهور، آماده‌تر سازیم.
         
1 _ معرفت و محبت
محبت، حالتی بین محب و محبوب است که اگرچه از درون و قلب، سرچشمه می‌گیرد، اما در ظاهر و افعال و اعمال محب، به روشنی بروز پیدا می‌کند. محبتی پایدار و حقیقی است که در پی معرفت باشد؛ چراکه هرچه شناخت بیشتر باشد، محبت شدیدتر و عمیق‌تر خواهد بود. راه ایجاد و تعمیق محبت به ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آن است که انسان به صاحب الزمان به عنوان مطلوب کامل خویش، معرفت حاصل کند و ابعاد وجودش را بشناسد.
معرفتی که مورد تأکید ائمه علیهم السلام واقع شده، معرفتی سطحی نیست که عموم مردم به آن آشنا هستند، بلکه مقصود، معرفتی خاص، با ویژگی‌ها و توصیفاتی است که در احادیث و ادعیه وارده شده است. مشکل امت اسلام، پس از پیامبر صل الله علیه و آله ، عدم معرفت واقعی به حجت زمان خود بود. کوفیان، امام حسین علیه السلام را می‌شناختند، اما شناخت آنان، محدود به اسم و نسب امام بود، بدون هیچ بصیرت و آگاهی نسبت به مقام والای ایشان.
در مقابل، یاران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام از چنان معرفتی به امام زمان خویش برخوردار بودند که شهادت در راه او را بر زندگی جاودانه در دنیا، بر می‌گزیدند؛ چنان‌چه یکی از یاران امام، این‌گونه به این حقیقت تصریح می‌کند: «الحمدالله الذی شرفنا بالقتل معک و لو کانت الدنیا باقیه و کنا فیها مخلدین لاثرنا المحفوظ معک علی الإقامة فیها؛ خدا را سپاس که این شرافت را نصیب ما کرد تا در کنار شما به شهادت برسیم و اگر دنیا باقی باشد و ما در آن جاودان باشیم، قیام با شما را بر ماندن در این دنیا ترجیح می‌دهیم.»
آنان، وجود امام را نعمتی بزرگ از جانب خدا و مورد سفارش پیامبر صل الله علیه و آله می‌دانستند. در تاریخ آمده است که در دومین روز محرم الحرام، پس از ورود امام و یارانش به کربلا، آن حضرت خطبه‌ای خواند. آن‌گاه، بُرَیْر از جای برخاست و گفت: «یابن رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم! لقد منّ الله بک علینا أن نقاتل بین یدیک نقطع فیک أعضائنا ثم یکون جدک شفیعنا یوم القیامة؛ ای پسر رسول خدا صل الله علیه و آله ! خدای تعالی وجود مبارکت را بر ما منت نهاده است تا در رکاب شما نبرد کنیم تا در راه شما اعضای بدنمان تکه تکه شود، برای آن‌که در روز قیامت، جد شما شفیع ما گردد.»
اشعاری که هریک از یاران، در موقع نبرد به زبان می‌آوردند نیز، اشاره به عمق معرفت آنان از امام دارد. برای مثال، یکی از یاران امام، هنگام خروج برای جهاد، این رجز را می‌خواند: «أمیری حسینٌ و نِعمَ الأمیر؛ سرورٌ فؤادِ البَشیر النّذیر؛ حسین علیه السلام امیر من است و چه خوب امیری است، او موجب شادی و سرور دلِ بشارت دهنده و ترسانند از خطرها ( پیامبر اکرم صل الله علیه و آله ) است.»
حجاج بن مسروق جُعفی نیز از دیگر یاران امام می‌باشد که ایشان را این‌گونه معرفی می‌کند: «أقدم حسیناً هادیاً مهدیاً، ألیومَ تَلقا جدّک نبیاً، ثُمَّ أباک ذالنَّدا علیاً، ذاک الذی تَعرِفُهُ وصیاً؛ ای حسین! ای امامی که هم هدایت‌یافته‌ای و هم دیگران را هدایت می‌کنی؛ امروز، جدت، پیامبر صل الله علیه و آله را ملاقات خواهی کرد و سپس پدرت، علی علیه السلام را که صاحب فضل و جود و احسان است و ما او را وصی رسول صل الله علیه و آله و جانشین بر حق او می‌دانیم.»
یاران امام مهدی نیز، معرفتی عمیق به ایشان دارند. امام سجاد علیه السلام در وصف آنان می‌فرماید: «القائلین بأمامَتِه؛ آنان به امامت امام مهدی اعتقاد راسخ دارند» و این معرفت عمیق، سرچشمه‌ محبتی حقیقی به امام می‌شود؛ به گونه‌ای که به تعبیر امام صادق علیه السلام«یحفون به و یقونه بأنفسهم فی الحرب؛ آنان در میدان رزم، او (حضرت مهدی) را در میان می‌گیرند و در کشاکش جنگ، با جان خود، از ایشان محافظت می‌کنند.»




      

                              

* این یک "روضه" است. اگر آمادگی ندارید مطالعه نکنید .

آب...  دشمن...  خیمه...  گریه...

بچه ها و زنها... پدر... زینب... وداع با "عبدالله رضیع"

... و او "تلظی" می کرد، چون ماهی ها . لب ها باز و بسته می شد

برای آب : یک قطره بسش بود .

اما سنگدلان نشنیدند. ... حرمله ... سفیدی گلو ...

عظیم ترین مصیبت برای امام حسین (ع) ...

دستها را زیر گردنش گرفت و آن خونها را به آسمان پاشید ...

حتی یک قطره از خونش بر آن زمین نچکید: همه به آسمان رفت.

و شاید آن یک مشت همه خون "علی اصغر" بود.




      

روایت است :
اولین روزی که امام حسین (ع) روزه گرفتند همه اهل بیت در کنار سفره جمع شدند :
پیامبر اکرم (ص) رو به امام حسین فرمودند: حسین جان عزیزم روزه ات را باز کن .
امام حسین فرمودند : جایزه من چه خواهد بود؟
پیامبر فرمودند : نصف محبتم را به کسانی که تو را دوست دارند می بخشم .
حضرت علی (ع) فرمودند : پسرم حسین جان بفرما.
باز امام فرمودند : جایزه من چه خواهد بود ؟
حضرت علی فرمودند :نصف عبادتهایم برای کسانی که عاشق تو هستند.
حضرت فاطمه (س) فرمودند :عزیز دلم افطار کن.
امام حسین پرسیدند : جایزه شما به من چیست؟
حضرت فرمودند: نصف عبادتهایم را به کسانی میبخشم که بر تو گریه می کنند.
امام حسن (ع) فرمودند : برادر جان روزه ات را باز کن.
و امام همان سوال را پرسیدند.
حضرت پاسخ داد ند :من تا همه گنهکاران را بر تو نبخشم به بهشت نخواهم رفت.
و در همین حال جبرئیل بر پیامبر نازل شد فرمود خدا میفرماید :
من از شماها مهربانتر هستیم و آنقدر آن کسانی را که عاشق تو هستند را به بهشت میبرم تا تو راضی شوی ...



      

 

ای خدای حر
هر روز عاشورا است و هر زمینی کربلا و انسان در معرض آزمایش و فتنه و بلا، رو سفیدمان کن .
امشب شب هفتم محرم (شب توبه و استغفار ) حر بن یزید ریاحی می‏باشد .
ای کسانی که ایمان آورده‏اید، توبه کنید و به سوی خدا باز گردید، توبه‏ای که بعد از آن بازگشتی به سوی غیر خدا نباشد! (آیه 8 سوره تحریم) 




      

ای غبارت توتیای چشم ما ای کربلا
در محرم سینه‎ها غرق ملالی دیگر است
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است
با حلولش برنخیــزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است
بس که لحظه لحظه‌هایش سرخ و عاشورایی است
سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است
لحظه‌ای با لحظه‌هایش اشک حرمان ریختن نیست
ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است
ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگــوار
در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است
چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند
کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است
هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را
با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است
تشنه یک سینه‌ی سیرم، مرا بسمل کنید
بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است
عزتی گر هست جز "هیهات منَ الذِله" نیست
درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است
هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما
کربلا ای کربلا ای کربلا ای کربلا




      

در فضیلت زیارت عاشورا روایاتی ذکر شده است که  در اینجا برخی از آنها را می آوریم.
روایت اول
شیخ طوسى در کتاب مصباح المجتهد از محمد بن اسماعیل بن یزبع و او از "صالح بن عقبه" و او از پدرش و او از امام باقر(علیه‎السلام) روایت می‎کند که فرمود: هر کس حسین بن على (علیهماالسلام) را در روز عاشورا - دهم محرم - زیارت کند و نزد قبر آن حضرت گریان شود روز قیامت خداوند را با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد ملاقات کند، آن هم ثواب حج و عمره و جهادى که در خدمت رسول اکرم و ائمه طاهرین(علیهم‎السلام) بوده باشد.
راوى می‎گوید: عرض کردم فدایت شوم براى کسى که در شهر یا کشور دیگریست و نمى‎تواند در آن روز خود را به قبر آن حضرت برساند چه ثوابى خواهد بود؟
حضرت فرمودند: اگر چنین باشد به صحرا یا بالاى بام خانه خود رود و با اشاره به سوى قبر آن حضرت، سلام داده و بر لعن قاتلان آن حضرت جدیت کند، و بعد دو رکعت نماز بخواند و این کار را هنگام برآمدن روز قبل از ظهر انجام دهد، آنگاه هم خودش در مصیبت آن حضرت گریه کند و هم اگر ترسى نداشته باشد امر کند تا خانواده او نیز بر آن حضرت گریه کنند و در خانه‎اش مجلس ‍ مصیبتى برپا کرده و مصیبت حضرت سیدالشهداء را به یکدیگر تعزیت گویند. من ضامن می‎شوم کسى که این عمل را انجام دهد خداوند تمام آن ثواب‎ها را به او عنایت فرماید.
امام باقر(علیه‎السلام) فرمود: هر کس حسین بن على(علیهماالسلام) را در روز عاشورا زیارت کند و نزد قبر آن حضرت گریان شود؛ روز قیامت خداوند را با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزار جهاد ملاقات کند، آن هم ثواب حج و عمره و جهادى که در خدمت رسول اکرم و ائمه طاهرین(علیهم‎السلام) بوده باشد.
راوى عرض کرد چگونه یکدیگر را تعزیت بگوییم؟ فرمود بگویید:
اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین علیه‎السلام و جعلنا و ایاکم من الطالبین تباره مع ولیه الامام المهدى من آل محمد علیهم‎السلام؛ یعنى خداوند اجر ما را به سوگوارى بر حسین(علیه‎السلام) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولى خود امام مهدى آل محمد(علیهم‎السلام) قرار دهد.
آنگاه حضرت فرمودند: اگر می‎توانى آن روز از خانه بیرون مرو که روز نحسى است و حاجت مؤمن برآورده نمى‎شود و اگر هم برآورده شود میمون و مبارک نخواهد بود.

 روایت دوم
صالح بن عقبه و سیف بن عمیره نقل می‎کنند که علقمة بن محمد الخضرمى گفت: به امام باقر (علیه‎السلام) عرض کردم دعایى به من تعلیم فرمایید که اگر از نزدیک زیارت کردم بخوانم و دعایى که اگر از دور اشاره به سلام کردم بخوانم .
حضرت فرمودند: اى علقمه هر گاه تو اشاره به سلام نمودى و دو رکعت نماز را خواندى هنگام اشاره به آن حضرت بعد از تکبیر این قول - زیارت عاشورا - را بگو . پس اگر تو این زیارت را خواندى دعا کرده‎اى به آنچه که ملائکه زائر حسین دعا می‎کنند و خداوند صد هزار هزار درجه براى تو می‎نویسد و مانند کسى هستى که با امام حسین(علیه‎السلام) شهید شده و در درجات آنها شرکت کرده باشد و براى تو ثواب زیارت هر پیغمبر و رسول و هر زائرى که امام حسین(علیه‎السلام) را زیارت کرده نوشته شود.
بعد از نقل زیارت علقمه می‎گوید: امام باقر(علیه‎السلام) به من فرمودند اگر بتوانى هر روز در خانه خود این زیارت را بخوانى تمام این ثواب‎ها براى تو خواهد بود.

 روایت سوم
شیخ در مصباح از محمد بن خالد طیالسى و او از سیف بن عمیره نقل می‎کند که گفت پس از آن که امام صادق(علیه‎السلام) از حیره به مدینه تشریف بردند با صفوان بن مهران و جمعى دیگر از اصحاب به نجف اشرف رفتیم. پس از آن که زیارت امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) فارغ شدیم صفوان خود را به طرف قبر حضرت سیدالشهداء نمود و به ما گفت از این مکان آن حضرت را زیارت کنید که من در خدمت امام صادق(علیه‎السلام) بودم که از این مکان آن حضرت را زیارت نمود.
صفوان گفت در خدمت امام صادق(علیه‎السلام) به این مکان آمدیم چون آن حضرت زیارت عاشورا خواندند پس از خواندن دو رکعت نماز، این دعا را هم خواندند. آنگاه حضرت به من فرمودند: اى صفوان مواظب این زیارت و دعا باش و اینها را بخوان که من ضامن می‎شوم هر کس این زیارت و دعا را چه از دور و چه از نزدیک بخواند زیارتش مقبول شود و سعیش مشکور گردد و سلامش ‍ به آن حضرت برسد و حاجت او از طرف خداوند برآورده شود و به هر مرتبه‎اى که بخواهد برسد و او را نومید برنگردانند.
آنگاه شروع به خواندن زیارت عاشورا کرد و بعد از نماز زیارت، دعاى علقمه را که پس از زیارت عاشورا می‎خوانند، خواند.
"سیف بن عمیره" می‎گوید به صفوان گفتم وقتى علقمة بن محمد زیارت عاشورا را براى ما نقل کرد این دعا را نگفت .
صفوان گفت در خدمت امام صادق(علیه‎السلام) به این مکان آمدیم چون آن حضرت زیارت عاشورا خواندند پس از خواندن دو رکعت نماز، این دعا را هم خواندند. آنگاه حضرت به من فرمودند: اى صفوان مواظب این زیارت و دعا باش و اینها را بخوان که من ضامن می‎شوم هر کس این زیارت و دعا را چه از دور و چه از نزدیک بخواند زیارتش مقبول شود و سعیش مشکور گردد و سلامش ‍ به آن حضرت برسد و حاجت او از طرف خداوند برآورده شود و به هر مرتبه‎اى که بخواهد برسد و او را نومید برنگردانند.
ای صفوان من این زیارت را با این ضمان از پدرم یافتم و پدرم از پدرش على بن الحسین(علیهماالسلام) با همین ضمان و او از امام حسین(علیه‎السلام) با همین ضمان از برادرش امام حسن(علیه‎السلام) با همین ضمان و امام حسن(علیه‎السلام) از پدرش امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) با همین ضمان و امیرالمؤمنین از رسول خدا(صلى الله علیه و آله) با همین ضمان و رسول خدا(صلی الله علیه آله) از جبرئیل با همین ضمان و جبرئیل این زیارت را با همین ضمان از خداى عز و جل یافت و خداى عز و جل به ذات خود قسم خورده است که هر کس امام حسین(علیه‎السلام) را با این زیارت از دور یا از نزدیک زیارت کرده و با این دعا، دعا کند، زیارت او را قبول می‎کنم و خواهش او را هر قدر که باشد مى‎پذیرم و سؤالش را عطا مى‎کنم، پس ناامید از طرف من برنمی‎گردد بلکه مسرور و خوشحال، با حاجت روا شده و فوز بهشت و آزادى از آتش برمی‎گردد و شفاعت او را درباره هر کس غیر از دشمن اهل بیت قبول مى‎کنم .
آنگاه صفوان گفت که حضرت صادق(علیه‎السلام) به من فرمودند: هر وقت حاجتى برایت پیش آمد در هر مکانى که هستى زیارت این دعا را بخوان و حاجت خود را از خداوند بخواه که برآورده مى‎شود و خداوند و رسول او خلف وعده نمى‎کنند.
نیز اگر چه در خبر علقمه زیارت عاشورا اختصاص به روز عاشورا دارد ولى در خبر صفوان آمده که امام فرموده اگر بتوانى امام حسین علیه السلام را هر روز به این زیارت بخوانى بجا آورد که تمام این ثوابها براى تو خواهد بود. بلکه در عبارت کامل الزیارة آمده است که اگر بتوانى هر روز عمرت این زیارت را بخوان .
نیز براى برآمدن حاجات و امور مهم ، خواندن زیارت عاشورا بسیار مجرب است و در ذیل خبر صفوان فرمود هر گاه برایت حاجتى پیش آید این زیارت را بخوان در هر کجا که باشى و حاجت خود را از خداوند سئوال کن که برآورده می‎شود.
علماء براى برآمدن حاجات چهل روز پیاپى خواندن زیارت عاشورا را در ساعت معین بسیار مجرب دانسته اند، گر چه در روایت چهل روز وارد نشده ولى تجربه اینمطلب را ثابت نموده است.
برگرفته کتاب شرح زیارت عاشورا، تالیف حضرت آیة الله حاج سیداحمد میرخانی
   سایت تبیان




      

یا کاشف الکرب عن وجه الحسین (ع)
ترجمه این ذکر شریف : (( یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی بحق اخیک الحسین ))
(( ای برطرف کننده غم و اندوه از روی حسین بحق برادرت حسین ، اندوه و مشکل من را برطرف کن  ))
یا سیدی ، یا کاشف الکرب ، جمع الله بیننا و بینک و بین رسوِله و اولیائه فی منازل المخبتین
و خدای ارحم الراحمین ما و شما را و رسولش و اولیائش را در منازل بهشتی با هم جمع کند.
یا کاشف الکرب عن وجه الحسین ، یا مولای انت باب الحوائج و انا مخزن الحوائج ، پس بحق برادرت اکشف کربی .
ذکر با کرامت یا کاشف الکرب عن وجه الحسین که برای توسل به حضرت باب الحوائج سفارش شده را با اخلاص و با طهارت در یک مکان پاک  133 مرتبه به عدد اسم شریف آن حضرت تکرار نمایید و حاجات خود را به درگاه آن باب حاجات ببرید و بگویید : یا کاشف الکرب اگر مصلحت ما و رضایت الهی در برآورده شدن آن حاجت است ، بحق الحسین و بحق وجه الحسین حاجاتمان را برآورده نمایید.




      

 شهادت جانسوز جواد الائمه، حضرت محمد تقی علیه السلام  

را به عموم حقیقت خواهان و عاشقان اهل بیت تسلیت مى گوییم.

شهادت امام جواد الائمه

 

 




      
   1   2      >



پیامهای عمومی ارسال شده



+ شما مرام پهلوانی را چه میدانید؟


+ ورزش باستانی یک تاریخ است برای ما ، یک ورزش نیست ، یک فرهنگ است .


+ در آسمان پر نور عزت و افتخار , گاهی اخترانی با درخشش بیشتر , چشمها را به سمت و سوی خود جلب می کنند. این ستارگان فروزان , آرایش آسمان جهاد و شهادت را جلوه ای دیگر می بخشند .


+ تیم صنعت ذغال استان کرمان در مجموع با کسب 793 امتیاز قهرمان سومین دوره لیگ برتر کشور شد


+ گلچینی از فرمایشات امام خمینی (قدس سره ) و مقام معظم رهبری در خصوص ورزش پهلوانی و زورخانه ای